به گزارش پایگاه خبری_تحلیلی جامداد، تالاب بینالمللی هامون، که در سال ۱۳۵۴ در فهرست تالابهای کنوانسیون رامسر ثبت شد، امروز بهجای نقش تاریخی در تعدیل اقلیم و اقتصاد سیستان، به یکی از بزرگترین کانونهای تولید ریزگرد کشور تبدیل شده است.
کاهش ورودی آب از هیرمند، تغییرات اقلیمی و مدیریت ناهماهنگ، سیستان را به جایی رسانده است که حالا هر «باد ۱۲۰ روزه»، نه فقط یک پدیده طبیعی، بلکه یک تهدید برای سلامت، کشاورزی، مهاجرت و حتی امنیت انسانی محسوب میشود و در چنین شرایطی، نهایی شدن یک «الگوی اجرایی علمی و بومی» برای تثبیت ریزگردها، اگر از مرحله کاغذ عبور کند، میتواند نقطه عطفی در مدیریت بحران سیستان باشد، نقطهای که در آن، دانشگاه زابل از «تهیه گزارش پژوهشی» به «طراحی مدل اجرایی» ارتقا پیدا میکند و دستگاههای اجرایی دیگر جایی برای فرار از مسئولیت نخواهند داشت.

مدل علمی روی میز، سیستان زیر غبار
رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی استان سیستان و بلوچستان، روز گذشته، در نشست تخصصی مدیران اجرایی و اساتید دانشگاه زابل درباره تثبیت ریزگردهای سیستان گفت: این دومین جلسه تخصصی با محوریت دانشگاه زابل برای تکمیل مدل اجرایی مقابله با ریزگردها است.
مهرداد عرباول، با اشاره به اینکه تاکنون مطالعات متعددی در داخل و خارج از محدوده تالاب هامون انجام شده است، اظهار کرد: در جلسه نخست مقرر شد دانشگاه زابل تمام پژوهشهای خود را در قالب یک مدل اجرایی قابل پیادهسازی در شرایط کمآبی تجمیع کند تا دستگاههای اجرایی بتوانند برنامه عملیاتی خود را بر اساس آن تنظیم کنند.
رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی استان، بیان کرد: در فاصله دو جلسه، دانشگاه زابل مدلی ارائه کرد که فرض را بر کمبود یا نبود آب گذاشته و بر پایه روشهای پایدارتر قابل اجرا در شرایط فعلی بوده و این مدل برای بررسی در اختیار دستگاههایی مانند منابع طبیعی، محیط زیست و جهاد کشاورزی قرار گرفته است.
عرباول ادامه داد: در نشست اخیر نقاط قوت و چالشهای مدل پیشنهادی بررسی شد و مقرر شد تا دستگاههای اجرایی ادوات مورد نیاز برای اجرای مدل را تأمین و نتایج آزمایشهای گذشته و طرحهای پایلوت را در اختیار دانشگاه زابل قرار دهند تا اصلاحات لازم انجام شود.
رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی استان تصریح کرد: جمعبندی جلسه بر این اساس بود که تا ۳۰ آذر نسخه نهایی مدل اجرایی تثبیت ریزگردهای سیستان آماده و برای طرح در شورای برنامهریزی و توسعه استان ارائه شود تا در آن شورا با حضور استاندار، منابع مالی و تجهیزاتی مورد نیاز به دستگاههای مسئول تخصیص یابد.
بر اساس گزارشهای رسمی، تالاب هامون در دو دهه اخیر بهدلیل کاهش ورودی آب، بهرهبرداری نامتوازن و تشدید تغییرات اقلیمی به کانون فعال گردوغبار تبدیل شده است.
در یک نشست هماندیشی دیگر در دانشگاه زابل، کارشناسان مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی سیستان اظهار کردند تعداد روزهای با دید کمتر از هزار متر در هفت ماه نخست سال، از ۱۳ روز در سال گذشته به ۱۹ روز در سال جاری افزایش یافته است؛ عددی که روند تشدید بحران را نشان میدهد.

چالشها | از پراکندگی طرحها تا دیپلماسی آبی
طرحهای پراکنده بدون مدل واحد
طبق اظهارات عرباول در نشستهای پیشین، سالهاست دستگاههای مختلف در سیستان اقداماتی برای مهار گردوغبار انجام دادهاند؛ اما نبود یک مدل واحد، قابل سنجش و مبتنی بر داده، باعث شده خروجی این اقدامات به سطح انتظار نرسد، هر دستگاه بخشی از کار را جلو برده، اما نتیجه نهایی در میدان زندگی مردم سیستان، همچنان «ریزگرد» بوده و «ثبات» نبوده است.
وابستگی به آبی که نمیرسد
چالش اصلی دیگر، توهم بازگشت سریع آب است، تجربیات گذشته نشان داد هر طرحی که بر فرض «پر شدن دوباره تالاب» بنا شد، یا نیمهتمام رها شد یا با اولین موج خشکسالی ناکارآمد شد، حالا مدل جدید دانشگاه زابل بنا بر گزارشها، با فرض کمبود یا نبود آب طراحی شده، یعنی بهجای انتظار برای آب، روی مدیریت سطح خشک، پوشش گیاهی مقاوم و روشهای تثبیت فیزیکی و بیولوژیک متمرکز شده است.
مسألهای فراتر از محیط زیست
ریزدگردهای سیستان فقط مسأله محیط زیست نیست و با معیشت، سلامت، مهاجرت، تعطیلی مکرر مدارس و حتی هزینههای درمانی گره خورده و هر تأخیر در اجرای مدل، هزینهای مضاعف به بودجه سلامت، آموزش و رفاه مردم تحمیل میکند، هزینهای که معمولاً در صورتجلسهها دیده نمیشود، اما در ریههای مردم ثبت میشود.

راهکارها | مدل علمی، اما نیازمند ضمانت اجرایی
همافزایی دانشگاه و دستگاههای اجرایی
نقطه امید ماجرا، ترکیب علم و اجرا هست، دانشگاه زابل بهعنوان دانشگاه مرجع منطقه، به مأموریت «تجمیع مطالعات و تبدیل آن به مدل قابل اجرا» رسیده و دستگاههایی مثل منابع طبیعی، محیط زیست و جهاد کشاورزی مسئول تأمین ادوات و اجرای میدانی شدهاند، این یعنی برای نخستین بار یک تقسیم کار روشنتر میان «پژوهش» و «عملیات» در حال تعریف است.
شورای برنامهریزی؛ فقط بودجه ندهد، تعهد بگیرد
برنامه این است که مدل نهایی تا پایان آذر در شورای برنامهریزی و توسعه استان مطرح شود و از محل اعتبارات سال جاری و مصوبات شورا، عملیات اجرایی آغاز شود.
اما نقطه کلیدی این است که شورا، فقط محل تخصیص پول نباشد، محل اخذ تعهد اجرایی هم باشد و این بدان معناست که برای هر دستگاه، «سهم مشخص، زمانبندی و شاخص ارزیابی» تعریف شود، گزارش پیشرفت کار بهصورت فصلی برای افکار عمومی منتشر شود و استانداری نه صرفاً رئیس جلسه، بلکه نقش داور و ناظر فعال را ایفا کند.
پیوند مدل محلی با دیپلماسی منطقهای
کارشناسان دانشگاهی در نشستهای مرتبط با هامون بارها تأکید کرده اند که بدون دیپلماسی آبی با افغانستان، احیای کامل تالاب ممکن نیست، اما مدل فعلی، واقعبینانه و در مقیاس محلی، روی «کاهش خسارت» تمرکز کرده و بهعبارت دیگر، دو ریل «مدل تثبیت ریزگردها روی بستر خشک فعلی» و «رایزنیهای منطقهای برای تأمین حقابه هیرمند» باید همزمان جلو برود.

آیا این مدل هم روی کاغذ میماند؟
سیستان از مصوبه خسته است، نتیجه میخواهد
در سالهای گذشته بارها عناوینی مانند «طرح جامع»، «سند مهار گردوغبار» و «برنامه احیای تالاب» روی خروجی رسانهها نشست، اما در زندگی روزمره مردم، تفاوت ملموسی احساس نشد.
اگر مدل دانشگاه زابل هم به سرنوشت همان اسناد دچار شود، نهتنها بحران ادامه مییابد، بلکه سرمایه اجتماعی نهادهای علمی و اجرایی نیز آسیب میبیند.
نقطه ضعف محتمل؛ نبود تقویم شفاف اجرا
آنچه تا اینجا اعلام شده، بیشتر ناظر بر فرآیند تدوین مدل است تا تقویم اجرای مدل، از نگاه ما، مدل زمانی ارزش پیدا میکند که نقشه اجرایی آن برای هر کانون بحرانی منتشر شود، زمان شروع، مدت اجرا و برآورد اثرگذاری بیان شود و مردم منطقه بدانند در افق شش ماهه و یکساله چه تغییری باید انتظار داشته باشند.

پیشنهادات
برای اینکه این مدل به یک نقطه عطف واقعی تبدیل شود، پیشنهاد میشود تا متن خلاصه مدل و نقشه کانونهای هدف، بهصورت عمومی منتشر شود، جدول تعهدات هر دستگاه (منابع طبیعی، محیط زیست، جهاد کشاورزی، راهداری و…) در سایت استانداری و سازمان مدیریت در دسترس همگان قرار گیرد و یک کارگروه رصد رسانهای و مردمی تشکیل شود که بهصورت دورهای وضعیت پیشرفت طرح را گزارش کند و امکان طرح سوالات کارشناسان و فعالان محلی فراهم شود.
جمعبندی | از علم تا عمل، فاصله را چه کسی پر میکند؟
الگوی اجرایی تثبیت ریزگردهای سیستان اگر مطابق وعده تا پایان آذر نهایی و در شورای برنامهریزی استان تصویب شود، میتواند نخستین سند واقعبینانه، علمی و بومی برای مواجهه با سیستانِ کمآب باشد، اما تجربه نشان میدهد اصل ماجرا بعد از تصویب آغاز میشود، جایی که باید دید که دستگاههای اجرایی چقدر به تعهدات خود پایبند میمانند، استانداری تا چه حد روی اجرا حساسیت نشان میدهد و دانشگاه زابل چگونه کیفیت اجرای مدل را پایش و اصلاح میکند.
سیستان امروز نه تشخیص مسئله کم دارد، نه مطالعه دانشگاهی، آنچه کم دارد، «اجرای دقیق، شفاف و پاسخگو» است، اگر این مدل جدید بتواند این حلقه مفقوده را تکمیل کند، شاید برای اولین بار پس از سالها، مردم سیستان در تقویم خود، روزی را ثبت کنند که باد، فقط «باد» باشد و از آن به عنوان «بحران» نام برده نشود.
- نویسنده : پوریا جهان تیغی

















Saturday, 13 June , 2026