زاهدان - شب یلدا، میراث مشترک همه ایرانیان برای پاسداشت روشنایی، در سیستان و بلوچستان بُعدی عمیق‌تر و رنگی متفاوت به خود می‌گیرد. یلدا در این دیار نه تنها آغازگر «چله بزرگ» است، بلکه ریشه در گاه‌شماری‌های کهن دارد که حتی نام ماه‌های خورشیدی در آن نزد مردم متفاوت بوده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی جامداد، شب یلدا، بلندترین شب سال، در پهنه وسیع و کهن ایران، نمادی از پیروزی روشنایی بر تاریکی و پاسداشت فرهنگ است.

در حالی که بسیاری از ایرانیان این شب را با شاهنامه‌خوانی و آجیل در کنار کرسی‌های گرم گرامی می‌دارند، نگاهی به جنوب شرقی‌ترین مرزهای ایران، یعنی سیستان و بلوچستان، ما را با شکوهی متفاوت و آداب و رسومی اصیل روبرو می‌سازد.

این منطقه که گنجینه‌ای از اقوام و گویش‌هاست، سنت شب چله را نه تنها به عنوان یک جشن ملی، بلکه به عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره و معتقدات مردمان خود حفظ کرده است.

آداب یلدای بلوچ، سیستانی و دیگر اقوام این دیار، آمیزه‌ای است از اساطیر باستانی، پیوندهای خانوادگی مستحکم و سادگی دلنشین زندگی کویری و ساحلی، که هر کدام داستانی از مقاومت در برابر زمستان و امید به بهار را روایت می‌کند.

پژوهشگر ستاد میراث ‌فرهنگی، صنایع ‌دستی و گردشگری سیستان و بلوچستان بیان کرد: یلدا، یا همان شب چله آخرین شب پاییز است؛ شبی که ایرانیان و اقوام بسیاری در آن تا سپیده‌دم بیدار می‌مانند. هدف اصلی این بیداری جمعی، غلبه بر اندوه ناشی از تاریکی و سرمای طولانی شب بوده و پاسداشت روشنی و قدردانی از خداوند است. در سیستان و بلوچستان با توجه به تاریخ و تمدن کهن، ظرفیت‌های بی‌شماری در میراث معنوی مرتبط با یلدا وجود دارد که هنوز هم باید معرفی شوند.

محمدعلی ابراهیمی افزود: در استان ما، شب چله مترادف شب یلدا است. این نام‌گذاری ریشه در تقسیم‌بندی‌های فصلی دارد؛ ۴۰ روز نخست زمستان را «چله بزرگ» و ۲۰ روز پس از آن را «چله کوچک» می‌نامند. بنابراین، شب یلدا آغازگر این دوره چله‌هاست و به همین دلیل اهمیت ویژه‌ای دارد.

وی ادامه داد: این شب بسیار فراتر از یک دورهمی ساده است. در سیستان، خانواده‌ها گرد هم جمع می‌شوند و افزون بر آیین یلدا، به دید و بازدید و صله رحم نیز مشغول می‌شوند که خود یک ارزش اجتماعی بزرگ است. این شب ریشه در سنت‌های گاه‌شماری بسیار کهنی دارد؛ ما حتی نام‌های محلی برای ماه‌های قمری داریم که هنوز در میان مردم منطقه، به ویژه نسل‌های قدیمی‌تر، رایج است و نشان از سنت‌های تقویمی کهن در سیستان دارد.

پژوهشگر ستاد میراث ‌فرهنگی، صنایع ‌دستی و گردشگری سیستان و بلوچستان گفت: یکی از اساسی‌ترین جنبه‌های فرهنگی هر مناسک، تعیین زمان دقیق آن است. مردمان سیستان روزگاری به درجه‌ای از تمدن رسیده‌ بودند که گاه‌شماری ویژه خود را داشتند. ابوریحان بیرونی نقل می‌کند که مردم سیستان ماه‌های خورشیدی را به نام‌های دیگری می‌خواندند که از فروردین‌ماه آغاز می‌شده است. این نشان‌دهنده عمق دانش نجومی و زمانی آنان است.

وی اظهار کرد: جشن شب چله با گرد هم آمدن خانواده‌ها برگزار می‌شود و خوراکی‌های اصلی آن شامل آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی‌ها است. این میوه‌ها و تنقلات همگی جنبه نمادی دارند و نشانه‌ای از برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. مردم منطقه، به ویژه در سیستان، برای استقبال از نخستین روز سردترین فصل سال، تا حد توان مالی خود در تهیه این میوه‌ها و خوراکی‌ها کوتاهی نمی‌کنند.

ابراهیمی تصریح کرد: شامگاه آخرین روز پاییز، “کِی بانوی” یا همان بزرگ بانوی خانواده هیزم را در تنور می‌گذاشته و آتش را روشن می‌کرده تا برای پخت نان آماده شود. همچنین بزرگ خانواده یا “مُلای روستا” که از جایگاه محترمی برخوردار است، “سی پاره” می‌خواند؛ یعنی تلاوت آیات کلام خداوند و قرائت داستان‌های قرآنی برای کودکان و جوانان. درست کردن نان روغنی، چَنگالی، بورَک، لندو، کلوچه‌های خرمایی، و همچنین تفال با دیوان حافظ، آسوکه‌های محلی، سیتک (دوبیتی) و چیستان‌گویی از دیگر رسوم این شب در سیستان است.

وی افزود: در جنوب استان، یعنی بلوچستان، گاه‌شماری خورشیدی با روند تولید و طبیعت پیوند عمیق‌تری دارد؛ مثلاً با زمان رسیدن میوه‌های خودرو یا جفت‌گیری حیوانات وحشی که از طریق شکار تأمین می‌شده است. در فرهنگ بلوچی نیز دو چله داریم: چله کوچک که ۴۰ شبانه‌روز از ۱۵ آذر است و چله بزرگ یا چله پدر که از اوایل بهمن تا ۱۵ اسفند ادامه دارد.

پژوهشگر ستاد میراث ‌فرهنگی، صنایع ‌دستی و گردشگری سیستان و بلوچستان بیان کرد: در گذشته، مردم روستاها دور آتش جمع می‌شدند و به داستان‌های بلند بزرگترها گوش می‌دادند که در زبان محلی به آن “چاک چاکَر” می‌گفتند. در آن زمان، خوردنی‌ها عموماً تولید خود روستاها بود؛ مردم محصولات مزارعشان مثل سیب‌زمینی و حبوبات را مصرف کرده و چای آتشی می‌نوشیدند.

وی گفت: چند خوراکی معروف داریم، یکی “دانکو” است که از مخلوط برنج و کنجد تهیه می‌شود. خوراکی معروف دیگر “چنگالی” است که از خرما، نان و روغن محلی درست می‌شود. خوراکی میان‌وعده “کورهِل” نام دارد که همان باقلا پخته با گندم است. همچنین نوعی آش جوانه گندم دارند که به آن “سَبزوک” می‌گویند؛ این جوانه که در تابستان خشک می‌شود، در زمستان و شب چله مصرف می‌گردد.