کرمان_ گریه‌هایی که بی‌صدا روی سنگ مزار می‌چکید و نگاه‌هایی که از هزاران کیلومتر آن‌سوتر به احترام ایستاده بود؛ کرمان در ششمین سالگرد شهادت سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی، صحنه هم‌نشینی اشک، باور و ارادت زائرانی شد که از ۱۱ تا ۱۳ دی‌ماه برای دیدار با سردار دل‌ها آمده بودند.

گزارش میدانی – خبرنگار اعزامی پایگاه خبری‌_تحلیلی جامداد از کرمان، هنوز خورشید کاملاً بالا نیامده بود که صدای هق‌هق آرام در گوشه‌وکنار گلزار شهدای کرمان شنیده می‌شد. مردی میانسال، پیشانی بر سنگ مزار گذاشته بود و زیر لب چیزی می‌گفت؛ چند قدم آن‌سوتر، زنی کودک خود را بغل کرده بود و اشک‌هایش را پنهان می‌کرد. این‌جا، احساسات بلند فریاد نمی‌زدند؛ آرام می‌ریختند.

در ایام گرامیداشت ششمین سالگرد شهادت سردار دل‌ها، از ۱۱ تا ۱۳ دی‌ماه، کرمان شاهد حضور پرشمار زائرانی بود که برخی‌شان اولین بار نام حاج قاسم را از زبان رسانه‌ها شنیده بودند و امروز، با چشم خود می‌دیدند چرا او را «سردار دل‌ها» می‌نامند، ۲۸۰ موکب داخلی و خارجی در مسیرهای منتهی به گلزار شهدای کرمان مستقر بودند؛ موکب‌هایی که گاه میزبان گریه‌های خسته زائران می‌شدند، پیش از آن‌که میزبانشان باشند.

حضور زائران خارجی بیش از هر سال به چشم می‌آمد، مردی با لهجه عربی، چند دقیقه‌ای بدون حرف روبه‌روی مزار ایستاده بود؛ نه عکس می‌گرفت، نه تلفن به دست داشت و فقط نگاه می‌کرد.

زائری از یکی از کشورهای اروپایی، با احترام تمام دست بر سینه گذاشت و در سکوت، فاتحه‌ای خواند؛ تصویری که نشان می‌داد حاج قاسم، فراتر از مرزها، فهمیده شده است.

امسال، تقارن سالروز شهادت حاج قاسم سلیمانی با ولادت امام علی(ع) و روز پدر حال و هوای مراسم را متفاوت کرده بود. اشک‌ها، رنگی از لبخند داشتند و بسیاری از زائران، حاج قاسم را پدری می‌دانستند که نبودنش هم راه نشان می‌دهد، این هم‌زمانی، فضای گلزار شهدا را به جایی تبدیل کرده بود که سوگ و امید، کنار هم معنا پیدا می‌کردند.

در میان مواکب، موکب استان سیستان و بلوچستان حال‌وهوای خاص خودش را داشت. جوانان و ریش‌سفیدان، ساده و بی‌ادعا، با کلوچه‌های محلی و غذاهایی چون کشک زرد از زائران پذیرایی می‌کردند، یکی از خادمان موکب گفت: «ما این‌جا نیامده‌ایم فقط غذا بدهیم؛ آمده‌ایم بگوییم حاج قاسم دل همه ایران بود».

در کنار حضور پرشور مردم، همه دستگاه‌های امنیتی، انتظامی، امدادی و خدمات‌رسان نیز با حداکثر توان پای کار بودند، نیروهای انتظامی و امنیتی، امدادگران هلال‌احمر، اورژانس و دیگر دستگاه‌ها، بی‌وقفه در حال خدمت بودند تا زائران با آرامش و امنیت، این لحظات را زندگی کنند؛ حضوری که شاید دیده نشود، اما حس می‌شود.

در پایان این سه روز، کرمان آرام آرام به سکوت برگشت، اما نشانه‌ها ماند؛ اشک‌هایی که روی سنگ مزار خشک شد، نگاه‌هایی که هنوز برنگشته‌اند و شهری که بار دیگر نشان داد حاج قاسم، نه یک خاطره، که یک احساس زنده است.

  • نویسنده : پوریا جهان تیغی