به گزارش پایگاه خبری_تحلیلی جامداد، محمدرضا شهابی نیا_ حضور منصور بیجار، استاندار سیستان و بلوچستان، در هیئت همراه رئیس جمهور در سفر به پاکستان، اگرچه در نگاه اول اقدامی تشریفاتی به نظر می رسید، اما نشانه ای از تغییر پارادایمی عمیق در نگاه به جایگاه این استان در معادلات منطقه ای است. این یادداشت میکوشد تا با واکاوی این تحول، به این پرسش پاسخ دهد که دیپلماسی رسانه ای استان تا چه اندازه این تغییر موقعیت را درک کرده و چگونه میتواند با بهرهگیری از اشتراکات فرهنگی، زبانی و اقتصادی با همسایگان، عمق استراتژیک ایران در شرق را تقویت کند. پیشنهاد «پنج شنبه های همسایگی» به عنوان یک ابتکار عملی برای تحقق این هدف، ایده مرکزی این نوشتار است.
بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۴، تصویری در رسانه ها منتشر شد که برای ناظران سیستان و بلوچستان شگفت انگیز بود: منصور بیجار، استاندار سیستان و بلوچستان در کابینه پروازی رئیس جمهور، در حالی راهی اسلام آباد می شد که نامش به عنوان تنها استاندار حاضر در هیئت عالی رتبه درج شده بود. چند ماه پیش از آن، او در سفر رسمی به عمان نیز حضور داشت. این دو حضور، نه اتفاقی، که نشانه ای از یک تغییر عمیق تر بود: سیستان و بلوچستان در حال خروج از حاشیه امنیتی و ورود به متن دیپلماسی منطقه ای است. اما پرسش راهبردی این یادداشت آن است که دیپلماسی رسانه ای استان تا چه اندازه این تغییر موقعیت را درک کرده و برای تقویت «عمق استراتژیک» ایران در همسایگی شرقی، از آن بهره می گیرد؟
موقعیت؛ استانی با دو پنجره رو به خورشید
سیستان و بلوچستان تنها استانی است که با دو کشور همسایه شرقی ایران، پاکستان و افغانستان، مرز مشترک دارد: یک هزار و ۲۱۰ کیلومتر مرز خشکی و ۳۷۰ کیلومتر مرز آبی در کرانه های دریای عمان. این موقعیت، یک ظرفیت راهبردی بی نظیر است. با پاکستان، نه فقط یک همسایه، که دروازه ایران به شبه قاره و آب های آزاد از طریق بندر گوادر هستیم. با افغانستان نیز پیونددهنده ایران به آسیای میانه.
اما نگاه به این موقعیت، سال ها تک بعدی بود. پژوهش های ژئوپلیتیکی نشان می دهد که بازی بزرگ قرن نوزدهم میان بریتانیا و روسیه، سیستان و بلوچستان را به صحنه رقابت قدرت ها تبدیل کرد و اثرات مخربی بر اقتصاد طبیعی، محیط زیست و امنیت منطقه بر جای نهاد که تا امروز ادامه دارد. نتیجه این شد که استان برای دهه ها، بیشتر با عینک امنیتی دیده شد تا سکوی فرصت.
استاندارِ دیپلمات؛ به وقت بیجار
حضور منصور بیجار در هیئت همراه رئیس جمهور، یک پیام روشن دارد: سیستان و بلوچستان دیگر فقط مسئله نیست، راه حل هم هست. بیجار که زاده همین استان است و شناختی عمیق از فرهنگ و توانمندی های آن دارد، توانسته است با ترکیب مشروعیت مردمی و حمایت دولت، تصویر جدیدی از این خطه ارائه دهد.
این تحول، با راهبرد کلان دولت چهاردهم نیز همخوانی دارد. رئیس جمهور در مرداد ۱۴۰۴ صراحتاً اولویت سیاست خارجی خود را گسترش روابط با همسایگان اعلام کرد. حضور استاندار در این مسیر، نشان می دهد که دیپلماسی منطقه ای، بدون نقش آفرینی استان های مرزی، ناقص است. اما سوال اینجاست: رسانه های استانی ما، این تغییر پارادایم را چگونه روایت کرده اند؟
ناهماهنگی در خط لحن
در نظریه های ارتباطات، خط لحن واحد یعنی هماهنگی کامل میان دیپلماسی رسمی، رسانه های برون مرزی و شبکه های اجتماعی برای انتقال یک روایت منسجم؛ در شرق کشور اما، این هماهنگی هنوز شکل نگرفته است.
سه سطح از دیپلماسی رسانه ای در سیستان و بلوچستان مغفول مانده است:
سطح اول: دیپلماسی عمومی – جمعیت قابل توجهی از مردم پاکستان، با مردم سیستان و بلوچستان ایران، اشتراکات زبانی، فرهنگی، مذهبی و قومی عمیقی دارند. پژوهش ها نشان می دهد که اشتراکات زبانی و فرهنگی، آداب و رسوم مشترک، مهمترین عوامل علّی برای تقویت دیپلماسی رسانه ای هستند. این اشتراکات، بزرگ ترین سرمایه برای نفوذ فرهنگی است. اما چند برنامه مشترک با رسانه های پاکستان تولید شده؟ چند اینفلوئنسر بلوچ زبانِ ما در کویته، کراچی و یا دیگر شهرهای آن کشور فعالیت می کنند؟
سطح دوم: دیپلماسی اقتصادی- سهم ایران از تجارت با پاکستان و افغانستان، بسیار پایین تر از ظرفیت واقعی است. یکی از دلایل، نبود برندینگ رسانه ای برای کالاها و خدمات ایرانی در بازارهای هدف است. تحقیقات نشان می دهد که سیاست خارجی اقتصادمحور یکی از الزامات توسعه صادرات به کشورهای همسایه است. رسانه های استانی می توانند با تولید محتوای جذاب درباره توانمندی های اقتصادی استان (از خرما و موز گرفته تا صنایع دستی و خدمات فنی-مهندسی)، تصویر ایرانِ تولیدکننده را در اذهان همسایگان تثبیت کنند.
سطح سوم: دیپلماسی امنیتی- مرزهای شرقی ایران، سال هاست با چالش های امنیتی رو به روست. پژوهش ها نشان می دهد که فقر و نابرابری اقتصادی در سیستان و بلوچستان، زمینه ساز انزوای اجتماعی و بروز گرایش های افراطی شده است . در آن سوی مرزها، گروه های معارض و شبکه های هندی و ترکی با بودجه های کلان، تلاش می کنند چهره های ناامن از ایران ترسیم کنند. دیپلماسی رسانه ای باید با روایت سازی معکوس، این تصویر را بشکند و همکاری های امنیتی دو و چندجانبه را برجسته کند.
معماری نو؛ پیشنهادی برای فردا
اگر قرار باشد نقش دیپلماسی رسانه در تقویت جایگاه راهبردی ایران در همسایگی شرقی بازتعریف شود، یک ابتکار عملی مثل پنج شنبه های همسایگی می تواند نقطه عطف باشد؛ به این ترتیب که پنج شنبه هر هفته، رسانه های استان یک برنامه مشترک زنده با شبکه های محلی پاکستان و ولایت های جنوبی افغانستان با موضوعاتی مثل مسائل مشترک آبی و زیست محیطی، فرصت های تجاری مرزی، اشتراکات فرهنگی و زبانی، مبارزه مشترک با مواد مخدر و قاچاق و … تولید کنند. این ابتکار، سه پیامد راهبردی دارد؛ اول ایجاد اعتماد در افکار عمومی همسایگان، دوم شکستن انحصار روایت رقبا و سوم تبدیل مرز از تهدید به فرصت.
هشدارها؛ جایی که روایت می شکند
ناهماهنگی نهادها؛ اگر وزارت خارجه در عمل، مواضعی خلاف روایت رسانه های استانی اتخاذ کند، سرمایه اجتماعی ساخته شده از بین می رود. دیپلماسی رسانه ای نیازمند هماهنگی کامل با دیپلماسی رسمی است.
بحران اعتماد داخلی؛ مخاطب داخل استان، اگر به رسانه های محلی اعتماد نداشته باشد، پیام برون مرزی نیز باورپذیر نیست. پژوهش ها نشان می دهد که رسانه ای که در داخل صدای ملت نباشد، در خارج صدای قدرت هم نخواهد بود.
غفلت از ظرفیت های بومی؛ زبان بلوچی، گویش سیستانی، موسیقی محلی، آیین های مشترک با همسایگان. این ها گنجینه هایی هستند که تاکنون خاک خورده اند.
پنجره های مشرقی را بگشاییم
سیستان و بلوچستان امروز در آستانه یک جهش تاریخی قرار دارد. از یک سو، اراده سیاسی در بالاترین سطح برای تعامل با همسایگان شکل گرفته. از سوی دیگر، استانداردی که زبان مشترک با همسایگان را می فهمد و حضورش در سفرهای رسمی رئیس جمهور، یک فرصت تاریخی برای بازتعریف نقش این استان در معادلات منطقه ای است. حضوری که پیام روشن به همسایگان مخابره می کند: ایران، سیستان و بلوچستان را نه به عنوان حصار امنیتی، که به مثابه پل ارتباطی می بیند.
اما این پیام، اگر توسط رسانه ها تقویت نشود، در حد یک حرکت تشریفاتی باقی می ماند. اکنون نوبت رسانه هاست تا این پنجره مشرقی را رو به افق توسعه برای همیشه باز نگه دارند؛ چرا که عمق استراتژیک در همسایگی شرقی، با تفنگ و قرارداد تجاری صرف ساخته نمیشود؛ با قلب ها و ذهن ها ساخته می شود و رسانه، یگانه ابزار معماری این عمق جدید است.
- نویسنده : محمدرضا شهابی نیا

















Saturday, 13 June , 2026