زابل_ تبدیل تهدید به فرصت؛ روایتی که این روزها در شمال سیستان و بلوچستان در حال تحقق است. جایی که ۳ هزار ۲۰۰ استخر بتنی، نه تنها معیشت جایگزین کشاورزی سنتی شده، بلکه با رشد ۱.۸ برابری فیل ماهی نسبت به شمال کشور، نویدبخش تحولی بزرگ در اقتصاد منطقه است.

به گزارش پایگاه خبری_تحلیلی جامداد، تبدیل تهدید به فرصت؛ روایتی که این روزها در شمال سیستان و بلوچستان در حال تحقق است. جایی که ۳ هزار ۲۰۰ استخر بتنی، نه تنها معیشت جایگزین کشاورزی سنتی شده، بلکه با رشد ۱.۸ برابری فیل ماهی نسبت به شمال کشور، نویدبخش تحولی بزرگ در اقتصاد منطقه است. علیرضا شهرکی، از ظرفیت های پنهان خاویار سیستان، چالش های بانکی، تهدید فرونشست زمین و نسخه ای که می تواند مرزنشینان را به صادرکنندگان ثروت تبدیل کند، سخن می گوید.

در ادبیات توسعه، سیستان را اغلب با بحران می شناسند؛ اما در عمق روستاهای زهک و نیمروز، واقعیتی در حال رخ دادن است که با تعاریف رایج محرومیت همخوانی ندارد. تبدیل ۳ هزار ۲۰۰ استخر خرد به شبکه مویرگی تولید پروتئین، آن هم در منطقه ای که تبخیر سالانه آن ۴ متر است، یک معجزه مهندسی- اجتماعی است. برای درک اینکه چگونه قزل آلا و فیل ماهی جایگزین گندمزارهای خشکیده شده اند و چرا این مسیر، تنها راه بقای تمدنی در شرق کشور است، با علی شهرکی مقدم، پژوهشگر اقتصاد آب و مشاور طرح های نوین آبزی پروری به گفت وگو نشستیم. او معتقد است اگر «زنجیره ارزش» این صنعت تکمیل شود، سیستان نه تنها محتاج حق آبه نخواهد بود، بلکه به قطب ارزی منطقه تبدیل می شود.

پارادوکس آب و آفتاب؛ مهندسی معکوس خشکسالی

سؤال: آقای مهندس، بگذارید بی‎ پرده شروع کنیم. منتقدین می گویند ترویج آبزی پروری در منطقه ای با دمای بالای ۵۰ درجه و بادهای ۱۲۰ روزه که تبخیر را به اوج می رساند، نوعی خودکشی آبی است؛ شما چطور از این طرح دفاع می کنید؟

شهرکی مقدم: اتفاقاً دفاع من از آبزی پروری دقیقاً بر پایه همین خشکسالی است! ببینید، در کشاورزی سنتی دیم، راندمان آبیاری زیر ۳۰ درصد است؛ یعنی ۷۰ درصد آب قبل از رسیدن به ریشه تبخیر می شود. اما در استخرهای بتنی هشت ضلعی، ما با مدیریت قطره ای روبرو هستیم. آب در این استخرها ابتدا غنی سازی می شود. فضولات ماهی، نیترات و فسفر آب را بالا می برد و این آب که حالا یک کود مایع ارگانیک است، برای آبیاری باغچه ها استفاده می شود. ما آب را مصرف نمی کنیم، بلکه آن را دوبار مصرف می کنیم.

از طرفی، بومیان با استفاده از سایه بان های حصیری و هوادهی در ساعات خنک شب، دمای آب را تا ۱۵ درجه پایین تر از محیط نگه می دارند. این یعنی دانش بومی در خدمت تکنولوژی. پس ما آب را هدر نمی دهیم، بلکه به هر قطره آب، ارزش افزوده پروتئینی اضافه می کنیم.

فیل ماهی؛ استراتژی عبور از فقر

سؤال: عدد خیره کننده ای در آمارهای شیلات دیده می شود؛ اینکه فیل ماهی در سیستان ۱.۸ برابر شمال کشور رشد می کند. چرا این پتانسیل تاکنون به یک جریان ثروت ملی تبدیل نشده است؟

شهرکی مقدم: این عدد یک بمب خبری در اقتصاد کشاورزی است. به دلیل غنای املاح آب های زیرزمینی سیستان و طولانی بودن فصل گرما، متابولیسم فیل ماهی که بزرگترین ماهی خاویاری جهان است، به شدت بالا می رود. در حالی که در گیلان ۸ سال طول می کشد تا به خاویار برسید، در سیستان این زمان به ۵ سال کاهش یافته است.

هر کیلو خاویار صادراتی بین هزار تا هزار و ۵۰۰ دلار قیمت دارد. تصور کنید اگر فقط ۱۰ درصد از این ۳ هزار ۲۰۰ استخر به تولید خاویار اختصاص یابد، ما با یک ارزآوری نجومی روبرو خواهیم بود که از بودجه عمرانی کل استان فراتر می رود. اما چرا حس نمی شود؟ چون ما در فله فروشی گیر کرده ایم. دلالان ماهی را از دست کشاورز سیستانی مفت می خرند، در استان های دیگر بسته بندی می کنند و به اسم برندهای دیگر به دبی و روسیه صادر می کنند. این یعنی استعمار نوین اقتصادی در پوشش واسطه گری.

چالش بروکراسی؛ سدی بزرگتر از خشکسالی

سؤال: در گزارش های میدانی، جوانان تحصیل کرده ای را دیدیم که طرح های بزرگی دارند اما در پیچ و خم ادارات مانده اند. چرا مدل رضا خمری نیا به راحتی تکثیر نمی شود؟

شهرکی مقدم: مانع اصلی نه آب است و نه خاک؛ مانع اصلی تفکر کارمندی و بانکداری مرکزگرا است. بانک ها از مرزنشینی که تمام زندگی اش را طوفان شن گرفته، وثیقه ملکی شهری می خواهند. سند خانه روستایی را به عنوان ضمانت قبول نمی کنند. این یعنی سیستم بانکی ما با واقعیت های پدافند غیرعامل بیگانه است.

ما نیاز به پنجره واحد سرمایه گذاری در منطقه سیستان داریم. دولت باید بپذیرد که حمایت از یک استخر ماهی در مرز، یعنی جلوگیری از تشکیل یک پرونده حاشیه نشینی در مشهد یا تهران. هزینه امنیت در مرز، با توسعه آبزی پروری به شدت کاهش می یابد. اگر مرزنشین ثروتمند باشد، خودش بهترین پاسدار مرز است.

محیط‌زیست؛ تیغ دو لبه

سؤال: برخی کارشناسان هشدار می دهند که برداشت از چاهک ها برای استخرها، ممکن است باعث فرونشست زمین شود. آیا ما داریم برای تولید ماهی، آینده خاک سیستان را قربانی می کنیم؟

شهرکی مقدم: این یک نقد منصفانه و جدی است. اگر به سمت سیستم های مداربسته نرویم، بله، در بلندمدت به منابع زیرزمینی فشار می آید. راهکار، تکنولوژی است. ما باید استخرهای بتنی را به فیلترهای بیولوژیک مجهز کنیم که آب را تصفیه و دوباره به چرخه برگردانند.

اما سوال اینجاست: دولت کجای این ماجراست؟ یارانه تکنولوژی نوین باید به سیستان سرازیر شود. ما نمی توانیم از یک روستایی که با دست خالی سد مهاجرت شده، انتظار داشته باشیم هزینه های سنگین فیلتراسیون صنعتی را هم بپردازد.

جمع بندی؛ شیلات سیستان در ۱۴۰۴ کجا ایستاده؟

سؤال: به عنوان سخن آخر؛ اگر بخواهید یک نسخه نجات برای این صنعت در سال ۱۴۰۴ بپیچید، اولویت اول چیست؟

شهرکی مقدم: اولویت اول، ایجاد کنسرسیوم صادراتی خاویار و آبزیان سیستان است. ما باید دست دلال را کوتاه کنیم. اولویت دوم، اصلاح قوانین بانکی برای پذیرش وثایق روستایی است.

سیستان ثابت کرده است که حتی با آب شور و بادهای ۱۲۰ روزه هم می توان ثروت خلق کرد. مردم سهم خودشان را با ماندن در این خاک انجام داده اند؛ حالا نوبت حاکمیت است که با ایجاد زنجیره سرد و صنایع تبدیلی، اجازه ندهد سود این غیرت و صبوری، به جیب دلالان پایتخت نشین برود. سیستان می تواند نه تنها خودش را اداره کند، بلکه نیمی از نیاز پروتئینی کشور را هم تامین کند؛ به شرطی که نگاهمان به این منطقه از نگاه امنیتی-امدادی به نگاه توسعه محور استراتژیک تغییر کند.

  • نویسنده : محمدرضا شهابی نیا