زاهدان_ اظهارات اخیر مقامات آمریکایی درباره وضعیت تنگه هرمز را می‌توان تلاشی برای شکل‌دهی به یک روایت سیاسی دانست؛ روایتی که با برجسته‌سازی ابعاد انسانی بحران، می‌کوشد ایران را عامل اصلی وضعیت موجود معرفی کند و زمینه فشارهای حقوقی و سیاسی جدید در عرصه بین‌المللی را فراهم سازد.

به گزارش پایگاه خبری_تحلیلی جامداد، پوریا جهان تیغی_ اظهارات اخیر وزیر خارجه ایالات متحده درباره وضعیت دریانوردان در خلیج فارس و تنگه هرمز را باید در چارچوب جنگ روایت‌ها ارزیابی کرد. در این روایت، با برجسته‌سازی جنبه‌های انسانی موضوع ــ مانند تعداد بالای دریانوردان حاضر در منطقه و آسیب‌پذیری آنان ــ تلاش می‌شود فضای احساسی در افکار عمومی جهانی ایجاد شود. سپس حضور نظامی آمریکا در منطقه با ادبیات «کمک‌رسانی» و «تأمین امنیت دریانوردی» توجیه می‌شود و در نهایت اقدام ایران در مدیریت عبور و مرور در تنگه هرمز به عنوان یک اقدام «مجرمانه» معرفی می‌شود.

این شیوه روایت‌سازی از منظر مطالعات ارتباطات سیاسی و روابط بین‌الملل پدیده‌ای شناخته‌شده است که از آن با عنوان «معکوس‌سازی نقش متجاوز و قربانی» یاد می‌شود. در چنین الگوی روایی، طرفی که در شکل‌گیری بحران نقش فعال داشته است، تلاش می‌کند خود را در جایگاه بازیگری مسئول و حتی نجات‌بخش قرار دهد و در مقابل، طرف مقابل را عامل اصلی رنج‌های انسانی معرفی کند.

با این حال، ارزیابی حقوقی وضعیت تنگه هرمز بدون توجه به زمینه‌های شکل‌گیری بحران ممکن نیست. در حقوق بین‌الملل اصل مهمی وجود دارد که اقدامات دولت‌ها باید در بستر شرایطی که به بروز بحران منجر شده بررسی شود. مطابق ماده ۵۱ منشور ملل متحد، دولت‌ها در صورت مواجهه با حمله مسلحانه می‌توانند از حق دفاع مشروع استفاده کنند؛ هرچند این حق نیز باید در چارچوب اصول ضرورت و تناسب اعمال شود.

از همین منظر، بسیاری از تحلیلگران حقوقی معتقدند هرگونه قضاوت درباره اقدامات مرتبط با تنگه هرمز باید در پیوند با تحولات امنیتی گسترده‌تر منطقه صورت گیرد. جدا کردن موضوع تنگه از بستر تنش‌ها و درگیری‌های نظامی، عملاً بخشی از همان چارچوب روایی است که تلاش می‌کند رابطه علت و معلولی بحران را نادیده بگیرد.

در عین حال باید توجه داشت که تنگه هرمز یک آبراهه بین‌المللی با اهمیت حیاتی برای تجارت جهانی انرژی است. در حقوق دریاها اصل «عبور ترانزیتی» در چنین تنگه‌هایی به رسمیت شناخته شده و امنیت کشتیرانی از موضوعات حساس در جامعه بین‌المللی محسوب می‌شود. به همین دلیل، هرگونه اختلال در عبور کشتی‌های غیرنظامی می‌تواند واکنش‌های گسترده سیاسی و حقوقی در پی داشته باشد.

از این رو آنچه امروز در حال وقوع است صرفاً یک اختلاف امنیتی یا نظامی نیست، بلکه رقابتی جدی بر سر شکل‌دهی به روایت حقوقی بحران نیز محسوب می‌شود. اگر روایت آمریکا در این زمینه تثبیت شود، می‌تواند به بسترسازی برای طرح موضوع در شورای امنیت یا تلاش برای ایجاد اجماع سیاسی علیه ایران منجر شود.

در چنین شرایطی، پاسخ مؤثر به این روایت نیازمند ترکیبی از استدلال حقوقی دقیق و مدیریت هوشمندانه فضای رسانه‌ای است؛ روایتی که ضمن تأکید بر زمینه‌های شکل‌گیری بحران و حق دفاع مشروع، بر ضرورت حفظ امنیت کشتیرانی و جلوگیری از آسیب به اتباع سایر کشورها نیز تأکید داشته باشد.

در نهایت تجربه بسیاری از بحران‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که نتیجه منازعات تنها در میدان نظامی تعیین نمی‌شود؛ بلکه روایت حقوقی و سیاسی آن نیز نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری اجماع‌های بین‌المللی و تصمیمات نهادهای جهانی ایفا می‌کند.

  • نویسنده : پوریا جهان تیغی