زابل- اینجا دیگر زوزه بادهای ۱۲۰ روزه، تنها نوای آشنا نیست، در دل کویر سوزان سیستان، جایی که عطش هامون، آینه ی ماه را شکسته و نفس ماهیان را بریده بود، حالا فلس های نقره ای قزل آلا زیر آفتاب نیمروز می درخشد، این گزارش روی دیگر یک روایت است؛ حماسه مردمانی که اگرچه دیروز آب به آن ها پشت کرد، اما با دوام و اراده، امروز خود دریا را به حیاط خانه هایشان آورده اند.

به گزارش پایگاه خبری_تحلیلی جامداد، صدای زوزه باد، دیگر تنها سمفونیِ جاری در دشت سیستان نیست. اینجا بی بی دوست زابل است؛ جایی که تا همین چند سال پیش، روزها ساعت می مرد و شب ها آسمان لحظه ای آرام نمی گرفت. اما حالا، اگر با وجود تازیانه سنگینِ آفتاب ظهر نیمروز گوش بخوابانی، صدای غریب جهش ماهی‌ ها در دل حوضچه های بتنی را می شنوی؛ صدایی که حکایت از «عصیان علیه جغرافیای سوخته» دارد.

فلس های نقره ای قزل آلا زیر تیغ آفتاب می درخشند و این پارادوکس، زیباترین تصویر از بقاست. این گزارش، روایت مردمانی است که وقتی هیرمندِ مست، راهش را کج کرد و هامون به شوره زاری بدل شد، آن ها دریا را به حیاط خانه هایشان آوردند. این نه یک معجزه، که یک دگردیسی استراتژیک در معیشت مرزنشینانی است که آموخته اند کویر، پایان راه نیست، بلکه آغاز یک روایت تازه است. روایتی از یک فرصت برای ماندن، توسعه و اشتغال زایی.

کالبدشکافی یک فاجعه!

برای درک عظمت اتفاقی که امروز در استخرهای بتنی سیستان رخ می دهد، باید کمی به عقب بازگشت. به سال هایی که واژه هایی چون عطش، مهاجرت و بهارِ خاکستری ترجیع بند تمام گزارش های رسانه ای بود. خشکسالی های پیاپی و بدعهدی های همسایه شرقی در پرداخت حق آبه قانونی، اقتصاد سده ای مبتنی بر کشاورزی دیم و گله داری را به نابودی کشاند. تالاب هامون که روزگاری هفتمین تالاب بین المللی جهان بود، به کانون ریزگرد تبدیل شد و صیادانی که روی توتن آواز می خواندند، پاروها را آویختند و راهی غربت شدند.

دکتر جعفری، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه آب که در جریان پروژه های مختلف بر روی رفتار اقلیمی شمال استان مطالعه کرده است، به خبرنگار ما می گوید: دشت سیستان که در گروه اقلیم بیابانی میانه قرار دارد، بارشی کمتر از ۶۵ میلی متر را در سال دریافت می کند و در مقابل میزان تبخیر در آن به بیش از ۵ هزار میلی متر می رسد.

وی مدیریت منابع آبی شمال استان را با توجه به شرایط خاص اقلیمی آن منطقه امری مهم و حیاطی برشمرد و اظهار کرد: کشاورزی به روش های سنتی و مدل معیشت تک محصولی، وابستگی ۱۰۰ درصدی به جریان آب سطحی وجود دارد؛ این مساله برای منطقه ای مثل سیستان که تبخیر آب در آن قابل توجه است یعنی هر قطره روی زمین، پیش از آنکه به ریشه برسد، قربانی آفتاب می شود.

وی ادامه داد: به همین دلیل عبور از این سنت غلط و حرکت به سمت آبزی پروری در محیط های کنترل شده، یکی از مناسب ترین راه آشتی با اقلیم جدید بود که خوشبختانه با همت مردم و تغییر نگاه سیاست گذاران، اکنون دنبال می شود و تا حدودی هم به ثمر نشسته است.

روایت «رضا»؛ از بیل زنی در خشکی تا تورکشی در آب

در میان روستاهای زهک، به سراغ رضا خمری نیا می رویم؛ مردی ۴۸ ساله با دست هایی پینه بسته که شناسنامه رنج و غیرت سیستان است. او که روزگاری صاحب چندین هکتار گندم زار بود، حالا کنار استخر بتنی اش ایستاده و با افتخار به ماهی های قزل‌آلا نگاه می کند.

رضا با لهجه شیرین و دلنشین سیستانی می گوید: آخرین بار سال ۹۹ بود که گندم کاشتم. هر روز به آسمان نگاه می کردم و خبری از ابر نبود. زمین جلوی چشمانم ترک خورد و محصولم سوخت. آن سال، سال سیاه زندگی ام بود. همه می گفتند چمدانت را ببند و مثل بقیه برو مشهد یا گرگان برای کارگری. اما من دلم نمی آمد این خاک را رها کنم. وقتی پیشنهاد استخر ماهی را دادند، همه مسخره ام کردند. می گفتند دیوانه شده ای؟ در این آب شور که زمین را می سوزاند، ماهی می اندازی؟ اما من ماندم و جنگیدم. حالا پسرم که تحصیل کرده است، به جای کارگری در غربت، کار فروش همین ماهی ها در بازار زابل و زاهدان را پیگیری می کند و شکرِ خدا، زندگی همه مان تأمین است. ما با همین بتن و آب تقریبا شور، راه مهاجرت را در این روستا بستیم و ماندیم. حالا شب ها به جای صدای باد، با صدای جنب و جوش ماهی ها می خوابم.

تحول دیجیتال و بومی سازی علم

نکته ای که این گزارش را از یک روایت ساده فراتر می برد، هوشمندی بومیان در مدیریت منابع است. در سیستان، استخر ماهی فقط یک حوضچه نیست؛ یک آزمایشگاه زنده است. کشاورزان آموخته اند که چگونه شورابه را با استفاده از اکسیژن دهی مداوم و پایش pH ، به محیطی ایده آل برای رشد ماهیان سردآبی تبدیل کنند.

بر اساس داده های میدانی، در پنج سال اخیر بیش از ۳ هزار ۲۰۰ باب استخر خرد و دومنظوره در پنج شهرستان شمالی زابل، زهک، هیرمند، نیمروز و هامون احداث شده است. این یعنی یک شبکه عظیم مویرگی از تولید که به صورت مستقیم برای بیش از ۶ هزار نفر اشتغال ایجاد کرده است. جالب اینجاست که خروجی این استخرها که غنی از فضولات ماهی است، به عنوان یک کود مایع فوق العاده برای باغچه ها و اراضی کشاورزی مجاور استفاده می شود و مصرف کودهای شیمیایی سرطان زا را در منطقه به شدت کاهش داده است.

فیل ماهی؛ از دریای خزر تا حوضچه های زهک

اوج این سمفونی، نه در قزل آلا، که در شکم فیل ماهی ها نهفته است؛ فعال شدن دومین بانک ماهیان خاویاری کشور در شهرستان زهک، یک جهش استراتژیک به حساب می آید. فیل ماهی که بومی دریای خزر است، در آب های لب شور سیستان، به دلیل دمای مناسب و غنای املاح، ضریب رشدی معادل ۱.۸ برابر شمال کشور نشان داده است!

این یعنی سیستان می تواند در نیمی از زمان استاندارد، به طلای سیاه یا همان خاویار برسد. محصولی که هر کیلوگرم آن در بازارهای جهانی تا هزار و ۵۰۰ دلار ارزش دارد. تصور کنید؛ روزی که برند خاویار سیستان در کنار برندهای بزرگ جهانی قرار گیرد، دیگر کسی از این منطقه به عنوان منطقه محروم یاد نخواهد کرد. این همان تبیین دستاورد است که می تواند نام سیستان را در زنجیره اقتصاد بین المللی مطرح کند.

مدیرکل شیلات آب‌های داخلی سیستان و بلوچستان از گسترش پرورش ماهیان خاویاری سازگار با آب‌های شور در استان خبر داد و این فعالیت را با وجود زمان‌بر بودن، اقتصادی و سودآور توصیف کرد.

پرورش ماهی خاویاری سودده و آینده دار است

عباس علیزاده، در گفت و گو با خبرنگار ما با اشاره به افزایش شوری منابع آبی، رویکرد شیلات را اولویت بخشی به پرورش گونه هایی از ماهیان خاویاری که سازگاری بالایی با این شرایط داشته و از نظر اقتصادی توجیه پذیرند برشمرد و تصریح کرد: اهمیت اصلی این ماهیان علاوه بر کیفیت گوشت، به تولید خاویار بازمیگردد که از بالاترین قیمت و ارزش افزوده در میان گونه های پرورشی ماهیان خاویاری برخوردار است و نقش مهمی در سودآوری این فعالیت ایفا می کند.

وی افزود: در فرآیند پرورش، ترکیب ماهیان ماده و نر به صورت علمی و برنامه ریزی شده انجام می شود و پس از چند سال نگهداری در محیط های پرورشی، به مرحله استحصال رسیده و تغذیه آن ها نیز به صورت کنترل شده و اصولی مدیریت می شود.

علیزاده خاطر نشان کرد: یکی از رسالت های اصلی شیلات، گسترش همه جانبه این صنعت از طریق توسعه مزارع پرورشی، ارائه آموزش های تخصصی، حمایت های فنی و مشارکت در تأمین خوراک می باشد و این رویه برای بالا بردن میزان پرورش ماهیان خاویاری در سیستان و بلوچستان دنبال می‌شود.

این مقام مسئول بیان کرد: طرح های پرورش ماهیان زینتی، زالو و قزل‌آلا به‌صورت خانگی و با مشارکت بخش خصوصی در استان در حال اجرا بوده و علاوه بر توسعه تولید آبزیان، زمینه ایجاد اشتغال خُرد و پایدار برای خانوارها را فراهم کرده است.

وی با بیان اینکه در زمان حاضر هفت مزرعه فعال پرورش ماهیان خاویاری در مناطق شمالی، مرکزی و بخش هایی از جنوب استان وجود دارد، گفت: با وجود زمان بر بودن این فعالیت، سرمایه گذاری انجام‌ شده به دلیل ارزش بالای خاویار و محصولات جانبی کاملا توجیه پذیر بوده و این حوزه همچنان سودده و آینده دار است.

غزلِ ماندن در خاکِ اجدادی

سیستانِ امروز، دیگر آن سرزمین منتظر معجزه نیست؛ مردم این دیار با پوست و گوشت خود لمس کرده اند که کویر اگرچه سخت گیر و بی رحم است، اما در برابر اراده های پولادین سر خم می کند. آن ها ثابت کردند که برای زنده ماندن در قرن جدید، نباید منتظر تغییر مسیر رودخانه های دیپلماسی ماند؛ گاهی باید با شجاعت، مسیر رودخانه را در حیاط خانه ساخت. بی بی دوست، امروز با درخشش پولک ماهیان در استخرهای بتنی، شناسنامه جدیدی برای شرق کشور صادر کرده است.

اگر امروز «غزلِ قزل در دیوان سیستان» سروده شد، فردا نوبت به «قصیده بلند صادرات» خواهد رسید. ما آموختیم که آب شور می تواند برکت باشد، به شرط آنکه نگاه مان شیرین و اراده مان آهنین باشد. سیستان می ماند، چون فرزندانش راه «ماهی شدن در دل کویر» را آموخته اند.

 

 

  • نویسنده : محمدرضا شهابی نیا