زاهدان_ گزارش‌های میدانی و شواهد علمی از شکل‌گیری و حرکت روان‌آب‌ها در منطقه دشتمال افغانستان به‌سوی هیرمند حکایت دارد؛ فرصتی کوتاه‌مدت برای سیستان که در صورت عدم آمادگی زیرساخت‌ها و لایروبی مسیرهای انتقال، بار دیگر می‌تواند به هدررفت منابع آبی و تکرار خسارت‌های گذشته منجر شود.

به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی جامداد، پوریا جهان تیغی_ بر اساس گزارش‌های میدانی، اظهارات کارشناسان آب و تصاویر منتشرشده از بارش‌های اخیر در مناطق غربی افغانستان، به‌ویژه محدوده «دِشتمال»، نشانه‌هایی از شکل‌گیری روان‌آب‌ها و حرکت آن‌ها به سمت مسیر رودخانه هیرمند مشاهده می‌شود. این تحولات، در صورت مدیریت صحیح، می‌تواند به‌عنوان یکی از معدود فرصت‌های آبی کوتاه‌مدت برای منطقه سیستان تلقی شود؛ منطقه‌ای که طی سال‌های اخیر با خشکسالی مزمن و کاهش شدید ورودی آب مواجه بوده است.

مطالعات معتبر بین‌المللی نشان می‌دهد حوضه رودخانه هیرمند، به‌ویژه در بخش‌های میانی و پایینی، از جمله مناطق با استعداد بالای سیل‌خیزی در غرب و جنوب آسیا محسوب می‌شود.

پژوهش منتشرشده در Journal of Disaster Research (2024) تأکید دارد که میانه حوضه هیرمند به‌طور ساختاری مستعد وقوع سیلاب بوده و به دلیل محدودیت داده‌های هیدرولوژیک، تحلیل و مدیریت سیلاب در این حوضه با عدم قطعیت همراه بوده و نیازمند آمادگی پیشینی زیرساخت‌ها است، همچنین طبق نتایج پژوهش‌های آکادمیک، بیش از ۸۰ درصد جمعیت ساکن حوضه هیرمند وابستگی مستقیم به منابع آبی این رودخانه دارند.

از سوی دیگر، گزارش‌های منتشرشده در منابع علمی بین‌المللی (از جمله ScienceDirect، ۲۰۲۳) افغانستان را دومین کشور آسیب‌پذیر جهان در برابر سیلاب معرفی می‌کنند؛ به‌گونه‌ای که بیش از نیمی از بلایای طبیعی این کشور ماهیتی آب‌محور دارد. سیلاب‌ها در این کشور عمدتاً ناشی از بارش‌های همرفتی شدید و ذوب برف هستند؛ شرایطی که دقیقاً با الگوی بارش‌های اخیر در شمال و غرب افغانستان مطابقت دارد، بنابراین، تشکیل روان‌آب‌های فصلی در این مقطع زمانی نه یک رخداد دور از انتظار، بلکه نتیجه‌ای طبیعی از شرایط اقلیمی حاکم بر منطقه است.

نکته کلیدی آن است که هرچند این سیلاب‌ها برای افغانستان عمدتاً پیامدهای مخرب به‌همراه دارد، اما همان جریان‌های آبی می‌تواند برای سیستان فرصتی حیاتی در راستای تغذیه بخشی از شبکه‌های آبی، تالاب‌ها و اراضی کشاورزی باشد؛ مشروط بر آنکه مسیرهای انتقال آب در سمت ایران از آمادگی لازم برخوردار باشند، با این حال، شواهد میدانی نشان می‌دهد لایروبی انهار، پاک‌سازی رودخانه‌ها و رفع گلوگاه‌های ورودی آب در محدوده سیستان هنوز به‌عنوان یک اولویت عملی و فوری در دستور کار قرار نگرفته است.

این در حالی است که مطالعات اقلیمی اخیر منتشرشده در MDPI (2024) نشان می‌دهد افغانستان و منطقه هیرمند در بلندمدت با افزایش دما، کاهش میانگین بارش و افت دبی رودخانه‌ها روبه‌رو هستند، در چنین شرایطی، هرگونه روان‌آب موسمی نه یک وضعیت پایدار، بلکه فرصتی محدود و تکرارشونده‌ناپذیر محسوب می‌شود، تجربه سال‌های گذشته نیز نشان داده هرگونه تعلل در آماده‌سازی زیرساخت‌های آبی در سیستان، به هدررفت بخش قابل توجهی از ورودی‌های آب و از دست رفتن امکان بهره‌برداری مؤثر منجر شده است.

بر این اساس، ضروری است نهادهای مسئول در حوزه آب، از جمله دستگاه‌های اجرایی، مدیریت‌های محلی و شرکت‌های مرتبط، با رویکردی پیشگیرانه و مبتنی بر شواهد علمی، لایروبی مسیرها، اصلاح انهار و آماده‌سازی گلوگاه‌های ورود آب به سیستان را در کوتاه‌ترین زمان ممکن در دستور کار قرار دهند، بی‌توجهی به این ضرورت، نه‌تنها به معنای از دست دادن یک فرصت آبی است، بلکه می‌تواند پیامدهای منفی اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی برای منطقه‌ای به‌شدت آسیب‌پذیر به‌همراه داشته باشد.

سیستان امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند تصمیم‌گیری سریع، اقدام هماهنگ و مدیریت مبتنی بر داده است؛ چرا که آب، همان‌گونه که تجربه نشان داده، منتظر آماده‌شدن ما نمی‌ماند.

  • نویسنده : پوریا جهان تیغی