زاهدان_ حادثه تروریستی لار زاهدان و شهادت رزمندگان قرارگاه قدس، همزمان با مواضع قاطع ائمه جمعه شیعه و سنی و نمایش مضحک «ائتلاف‌سازی» جیش‌الظلم، نشان داد این گروهک تروریستی در بن‌بست میدانی و فروپاشی تبلیغاتی دست‌وپا می‌زند.

به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی جامداد، پوریا جهان تیغی- بروز حادثه تروریستی در منطقه لار زاهدان که به شهادت چهار تن از رزمندگان قرارگاه قدس سپاه انجامید، یک‌بار دیگر ابعاد جنگ ترکیبی علیه جنوب شرق کشور را آشکار کرد، در همان حال که افکار عمومی در سوگ شهدا و مطالبه امنیت، نظاره‌گر صحنه بود، دو موضع مهم از دل خطبه‌های نماز جمعه برخاست،
از یک سو، آیت‌الله محامی، نماینده ولی‌فقیه در سیستان و بلوچستان، با تأکید بر ضرورت موضع‌گیری صریح و شفاف همه جریان‌ها در محکومیت ترور و ناامنی، وضعیت استان را مصداقی از «جنگ احزاب» دانست؛ جنگی که هدف اصلی آن، ناامن‌سازی، جلوگیری از سرمایه‌گذاری و گروگان‌گرفتن آینده مردم است.

از سوی دیگر، مولوی عبدالستار حسین‌زهی، امام جمعه اهل سنت خاش، با برجسته‌کردن نقش تفکر، تدبر و عمل صالح در تولید آرامش و برادری، حادثه تروریستی لار را جنایتی آشکار علیه انسانیت و تلاش برای ایجاد تفرقه میان شیعه و سنی معرفی کرد و بر اتحاد امت اسلامی در برابر خرابکاران تأکید کرد.

در چنین فضایی، گروهک تروریستی جیش‌الظلم، برای فرار از فشار افکار عمومی و پوشاندن ضعف‌های میدانی خود، با انتشار بیانیه و نمایش رسانه‌ای، مدعی تشکیل «ائتلاف بزرگ» و رونمایی از «نیروهای جدید» شد؛ نمایشی که بیش از آن‌که نشانه قدرت باشد، نماد استیصال و بن‌بست این گروهک است.

ائتلاف‌سازی روی کاغذ؛ بازپخش عناصر سوخته

مروری بر محتوای همین نمایش رسانه‌ای نشان می‌دهد که آنچه جیش‌الظلم از آن با عنوان «ائتلاف نیروهای مقاومت جنوب شرق» یاد می‌کند، در واقع چیزی جز بازنشر چهره‌های تکراری و عناصر فراری خود گروه نیست.

گردهم‌آمدن چند نفر از مسئولان و فرماندهان شناخته‌شده این گروهک که پیش‌تر نیز در ساختار آن حضور داشته‌اند، نمی‌تواند نشانه ورود جریان جدید یا ظرفیت تازه‌ای به میدان باشد.

این رفتار بیش از آنکه یک تحول سازمانی باشد، تلاشی است برای زنده‌نمایی یک پیکر نیمه‌جان؛ گروهکی که در نتیجه اقدامات مستمر امنیتی و هوشیاری مردم منطقه، از یک سو با محدودیت میدانی روبه‌روست و از سوی دیگر برای حفظ حمایت خارجی و روحیه داخلی، ناچار شده به بزرگ‌نمایی تبلیغاتی متوسل شود.

گروهی که نتواند نیروی اجتماعی و انسانی تازه جذب کند و مجبور باشد اعضای قدیمی خود را در قالب «نیروی جدید» و «ائتلاف تازه» دوباره به صحنه بیاورد، در حقیقت اعتراف نانوشته‌ای به انزوای خود ارائه می‌کند.

شکاف اخلاقی: از امانتداری تا ترور

در خطبه‌های اخیر، آیت‌الله محامی، رعایت حقوق معاشران، صداقت، امانتداری و عمل به اعتماد را از ارکان تقوا دانست و عمل برخلاف اعتماد را هم‌سنگ ربا و اعلان جنگ با خدا توصیف کرد.

این نگاه اخلاقی وقتی در کنار رفتار گروهک‌های تروریستی مانند جیش‌الظلم قرار می‌گیرد، شکاف عمیق میان اخلاق دینی و خشونت مسلحانه را عیان‌تر می‌سازد.

ترور رزمندگان، ایجاد رعب در میان مردم، ناامن‌سازی جاده‌ها و شهرها و ضربه‌زدن به سرمایه اجتماعی، چیزی جز خیانت به اعتماد عمومی و نقض آشکار امانت الهی امنیت نیست.

جیش‌الظلم با هدف‌قرار دادن نیروهایی که برای تأمین امنیت مردم در میدان هستند، عملاً امانت امنیت را که باید در خدمت زندگی عادی شهروندان باشد، به میدان معامله با سرویس‌های بیگانه و پروژه‌های منطقه‌ای تبدیل کرده است.

در مقابل این منطق خشونت، مولوی حسین‌زهی بر تفکر، تدبر و عمل صالح به‌عنوان پایه تولید امنیت و آرامش تأکید می‌کند؛ یعنی همان نقطه‌ای که تروریسم در آن کالای تقلبی امید و عدالت را به جوانان ساده‌دل یا فریب‌خورده عرضه می‌کند، اما در واقع در حال تخریب بنیادهای اخلاقی و اجتماعی جامعه است.

جنگ علیه خانواده و هویت؛ میدان پنهان رویارویی

آیت‌الله محامی در کنار مسائل امنیتی، هشدار داد که جنگ دشمن فقط در میدان گلوله و عملیات نظامی خلاصه نمی‌شود؛ دشمن خانواده، سبک زندگی و هویت اسلامی را نیز هدف گرفته است.

ترویج بی‌حجابی، عادی‌سازی فساد اخلاقی، و ایجاد اختلال در روابط خانوادگی، در امتداد همان پروژه‌ای است که ترور و ناامنی در عرصه امنیتی دنبال می‌کند.

فروریختن ستون‌های اعتماد، همبستگی و آرامش در جامعه اسلامی

گروهک‌هایی مانند جیش‌الظلم در این هندسه دشمن، فقط «بازوی مسلح» نیستند؛ بلکه ابزار میدانی جنگ شناختی و فرهنگی نیز محسوب می‌شوند.

  • نویسنده : پوریا جهان تیغی