زاهدان-در روزگاری که مدیریت آب به یکی از پیچیده‌ترین عرصه‌های منازعه سیاسی و ژئوپلیتیکی بدل شده، طالبان با هوشمندی خاصی هیدروپلیتیک را به ابزار تبلیغاتی تبدیل کرده است.

به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی جامداد، پوریا جهان تیغی- در روزگاری که مدیریت آب به یکی از پیچیده‌ترین عرصه‌های منازعه سیاسی و ژئوپلیتیکی بدل شده، طالبان با هوشمندی خاصی هیدروپلیتیک را به ابزار تبلیغاتی تبدیل کرده است؛ روایتی جعلی ساخته تا افکار عمومی جهان را با خود همراه کند و در سایه آن، حق‌آبه قانونی ایران از رودخانه هیرمند را نپردازد.

آنچه این فریب رسانه‌ای را به سطحی خطرناک‌تر رساند، نه صرفاً اظهارات وزیر صنعت و تجارت طالبان در سیستان، بلکه بازنشر رسمی ویدئوی سخنان او از سوی کانال اطلاع‌رسانی استانداری سیستان و بلوچستان بود؛ اقدامی که ـ آگاهانه یا ناآگاهانه ـ در زمین هیدروپلیتیک افغانستان بازی کردن و تأیید ضمنی روایت نادرست طالبان تلقی می‌شود.

روایتی نادرست در خدمت سیاست انحراف آب
افغانستان در حالی دم از خشکسالی می‌زند که واقعیت میدانی نشان می‌دهد سیلاب‌های قابل توجهی را از طریق بند انحرافی کمال‌خان به شوره‌زار گودزره منتقل می‌کند؛ منطقه‌ای که حالا به محور طرح‌های آینده‌نگرانه سیاسی، امنیتی و اقتصادی کابل تبدیل شده است.

نوع طراحی سازه کمال‌خان به‌گونه‌ای است که امکان اجرای جدول زمانی معاهده ۱۳۵۱ را عملاً مختل می‌کند؛ نتیجه آنکه در سال‌های ترسالی تنها حدود یک‌سوم حق‌آبه ایران تأمین می‌شود، در حالی که میلیاردها مترمکعب آب بدون مصرف مفید به گودزره سرازیر می‌گردد.

به جای اصلاح این سازه و اجرای تعهدات، طالبان با فرافکنی رسانه‌ای و ادعای سوق دادن آب ایران به چاه‌نیمه‌ها، افکار عمومی را منحرف کرده است. این در حالی است که طبق مفاد صریح معاهده ۱۳۵۱، حق‌آبه سیستان برای مصارف کشاورزی و شرب تعریف شده و هیچ سهمی تحت عنوان «حق‌آبه زیست‌محیطی هامون» در سند وجود ندارد. از نظر علمی نیز با توجه به تبخیر و شوری بالای دریاچه، ذخیره‌سازی در چاه‌نیمه‌ها تنها راهکار منطقی برای حفظ پایداری زندگی در سیستان محسوب می‌شود.

غفلت از دیپلماسی رسانه‌ای
اما وجه تأسف‌بار ماجرا، سکوت و بی‌توجهی مدیران استانی است. انتشار رسمی ادعای طالبان از سوی استانداری سیستان و بلوچستان، یک خطای نابخشودنی در حوزه دیپلماسی رسانه است؛ چه این اقدام از سر غفلت باشد چه تصمیمی آگاهانه.

در شرایطی که هر کانال اطلاع‌رسانی دولتی بخشی از چهره ملی ایران را نمایندگی می‌کند، انتظار می‌رود پیش از بازتاب هر محتوایی، ابعاد امنیتی، رسانه‌ای و ژئوپلیتیکی آن تحلیل شود. متولیان محلی اگر تنها بخشی از تحلیل‌ها و یادداشت‌های کارشناسی منتشرشده درباره دیپلماسی آب را دنبال می‌کردند، هرگز به چنین لغزش پرهزینه‌ای دچار نمی‌شدند.

هشداری فراتر از مرز
تجربه بارها نشان داده است که دکترین دیپلماسی آب افغانستان بر بهره‌برداری حداکثری از اشتباهات و سکوت طرف ایرانی استوار است. هر بار که مقام‌های محلی یا ملی در روایت‌های جعلی طالبان هم‌صدایی می‌کنند، در واقع «منبع استناد» تازه‌ای به دست کابل می‌سپارند؛ اسنادی که بعدها در مذاکرات کمیساران آب به ضرر تهران مورد استفاده قرار می‌گیرد.

سیستان و هامون تنها قربانی کم‌آبی نیستند، بلکه قربانی بی‌توجهی به دیپلماسی آب و ضعف روایت‌سازی ملی در برابر پروپاگاندای طالبان شده‌اند. اگر سیاستگذاران کشور، به‌ویژه در سطح استانی، به اهمیت هم‌افزایی دستگاه‌های رسانه‌ای و کارشناسی در این حوزه پی نبرند، خطر ادامه این «گل به خودی‌ها» همچنان باقی خواهد ماند.

  • نویسنده : پوریا جهان تیغی