به گزارش خبرنگار پایگاه خبری_تحلیلی جامداد، منطقه «میل نادر» در شمال سیستان و بلوچستان، طبق توصیف معاون فنی و مهندسی ساتبا، نه یک دشت معمولی، بلکه یکی از غنی ترین کریدورهای باد در سطح بین المللی است. جایی که منحنی وزش باد آن دقیقاً با اوج مصرف برق کشور هم پوشانی دارد و می تواند بخشی از عطش برق تابستانی کشور را سیراب کند. ادعایی که اتفاقا با یک عدد خیره کننده هم پشتیبانی می شود: بازدهی ۹۸ درصدی! برای درک بزرگی این رقم، باید نگاهی به مقیاس های جهانی انداخت. جایی که نیروگاه معروف «لیک تورکانا» در کنیا که پیش تر سرآمد بود، ضریب ظرفیتی معادل ۷۵.۸ درصد داشت. میل نادر نه تنها این رکورد را شکست، بلکه ثابت کرد که وزش یکنواخت و قدرتمند باد در این کانال باد، هزینه های نگهداری از توربین های بادی را به شدت کاهش داده و پایداری شبکه را تضمین می کند.
چرا اژدها هنوز خفته است؟ (تحلیل موانع)
در میان اعداد و ارقام شگفت انگیز و دلچسپ، یک تناقض تلخ در مورد میل نادر اما همچنان خودنمایی می کند: پتانسیل اثبات شده حداقل هزار مگاوات؛ پروانه های صادر شده ۴ هزار مگاوات؛ واقعیت روی زمین تنها ۵۰ مگاوات فعال!
این یعنی ما تنها از ۵ درصد ظرفیت واقعی این «بهشت انرژی» استفاده می کنیم و اژدهای انرژی ایران، در زمانی که کشور با ناترازی شدید برق در تابستان دست و پنجه نرم می کند، همچنان در خواب است.
حال سوال اینجاست، اگر همه چیز مهیاست، چرا هیچوقت شاهد جهش چشم گیر در این خصوص نبودیم و لاک پشتی پیش می رویم؟ چرا با وجود ظرفیت ذاتی و تمایل بخش خصوصی برای ۶۲۰ مگاوات سرمایه گذاری، چرخ ها به کندی می چرخند؟ واکاوی گفت وگوهای مسئولان و نظر کارشناسان چند لایه از چالش ها را برملا می کند:
حسن رخشانی، عضو هیئت علمی دانشگاه زابل در گفت وگو با خبرنگار ما با تاکید بر موهبت چشم گیر طبیعی شمال استان در ترکیب بهینه انرژی بادی و خورشیدی برای رسیدن به وضعیت تعادلی در شبکه گفت: بررسی های دقیق و کارشناسی شده نشان می دهد میل نادر به تنهایی ظرفیت احداث حداقل هزار مگاوات نیروگاه بادی را دارد.
این کارشناس حوزه انرژی با اشاره به محدودیت های ناشی از ناترازی تولید-مصرف و زیرساخت شبکه در بخش فنی خاطرنشان کرد: سیستان و بلوچستان به عنوان پهناورترین استان کشور ۲ هزار و ۲۰۰ مگاوات مصرف دارد، اما تنها ۵۵ درصد آن را خود تولید می کند. این امر، نیاز مبرم به تولید بومی و تقویت شبکه انتقال برق را برجسته تر می سازد.
وی در پاسخ به این سوال که چرا تا امروز با وجود ۴ هزار مگاوات پروانه، فقط ۵۰ مگاوات آن محقق شده، اظهار کرد: مدل توسعه انرژی در ایران، متمرکز و دولتی است؛ تا زمانی که تولید برق از انحصار دولت خارج نشود و بخش خصوصی واقعی به میدان نیاید، میل نادر هم به سرنوشت مشابه بسیاری از پروژه های نیمه تمام کشور دچار خواهد شد.
از سوی دیگر علیرضا پرنده مطلق، معاون ساتبا، در گفت وگویی در این خصوص به صراحت از دو مانع بزرگ نام می برد: تحریم ها که هزینه تأمین تجهیزات را بالا برده و چالش های اداری در تحویل زمین و پرداخت تسهیلات.
احمدعلی موهبتی، استاندار اسبق استان نیز در گفت وگویی از سال ۱۴۰۰ که درسهای آن هنوز معتبر است، به پاشنه آشیل دیگری اشاره می کند: نبود نیروی انسانی متخصص بومی؛ توربین های بادی برخلاف پنل های خورشیدی، دارای ساختاری مکانیکی و پرپیچ و خم هستند که نیاز به نگهداری مداوم دارند. نبود پیوند میان دانشگاه های استان (بویژه دانشگاه زابل) و فنی و حرفه ای با این پروژه ها، باعث شده تا زیرساخت انسانی لازم برای چرخش بال های فرشته سعادت سیستان فراهم نباشد.
یک سوزن به خود …
در میان همه آنچه به عنوان علل وضع موجود مطرح شد، غفلت رسانه ای و غلبه روایت بحران بر فرصت (خلأ روایی رسانه) هم مزید بر علت بوده و اتفاقا یکی از بزرگ ترین نقدهای این گزارش متوجه جبهه رسانه ای است. رسانه های ما سال هاست که سیستان و بادهای ۱۲۰ روزه را در سرخط اخبار صرفا با واژگان رنج وبیماری ریوی، ریزگرد و آلودگی و انسداد جاده و بحران تعریف کرده اند و در یک «خلأ روایی» گرفتار شده اند؛ وضعیتی که در آن گفتن از شدت ظرفیت و مگاوات، جایی در کنار غلظت ذرات معلق در هوا ندارد.
این نگاه تک بعدی باعث شده تا غالب مخاطبان به ویژه سیاست گذاران کلان، سیستان را نه به عنوان «قطب تولید ثروت»، بلکه به عنوان «منطقه بحران زده مستحق اعانه» ببیند و سرمایه گذار بخش خصوصی از حضور در منطقه ای که مدام تصویر سیاه فقر، ناامنی و خشکسالی از آن مخابره می شود، هراس داشته باشد.
رسانه ای که امروز از میل نادر می نویسد، نباید فقط گزارشگر ظرفیت باشد، باید مطالبه گر تبدیل آن به ثروت نیز باشد. قلمی که نپرسد چرا ۴ هزار مگاوات پروانه صادر شده اما ۵۰ مگاوات فعال است، بخشی از همان هزارتوی غفلت است.
فرصت باد آورده؛ وقتی طبیعت دست به کار می شود
همه داستان فرصت انرژی های پاک اما، اعداد کلان و توربین های عظیم نیست. در لایه های زیرین این منطقه، انرژی تجدیدپذیر در حال تغییر دادن معنای «معیشت» است. استفاده از توربین های بادی در مقیاس خانگی (میکروتوربین ها) یا پنل های خورشیدی در این منطقه، نه تنها بهره گیری از شدت و زاویه مناسب تابش نور خورشید و بازگشتی به سنت دیرینه آسیاب های بادی این منطقه است، بلکه راهکاری کارآمد برای تحقق عدالت انرژی در روستاهای مرزنشین و دورافتاده نیز به شمار می رود.
در روستای گلخانی نیمروز، زنی سرپرست خانوار را دیدم که با پنل خورشیدی کوچکی بر سقف خانه اش، نه تنها تاریکی را از خانه رانده، بلکه با فروش برق مازاد به شبکه، درآمدی پایدار برای سفره اش رقم زده است.
در همان منطقه مرد میانسال دیگری را دیدم که در طرح های حمایتی، یک پنل خورشیدی کوچک برای تأمین برق خانهاش نصب کرده است. از وضعیت قبل و بعدش پرسیدم. با لبخندی از جنس رضایت پاسخ داد: قبل از این، برق که می رفت، زندگی هم با آن می رفت. شب ها تاریک بود و کل وسایل برقی خانه از کار می افتاد. اما الان، حتی وقتی برق سراسری قطع است، ما روشنایی داریم. این پنل برای ما زندگی آورده است.
این روایت ها، حکایت از آن دارد که فرصت انرژی های تجدیدپذیر، نه فقط روی کاغذ، بلکه در زندگی روزمره مردمان این دیار، ریشه دوانده و امید را زنده کرده است.
آمار کمیته امداد استان هم حکایت از یک تحول کوچک اما عمیق را دارد. میری، مدیرکل کمیته امداد استان، از نصب بیش از ۴ هزار پنل خورشیدی در دشت سیستان خبر می دهد که مجموعاً ۲۰ مگاوات برق تولید می کنند. این یعنی «توسعه از پایین به بالا»؛ جایی که حتی فقیرترین اقشار هم در تقویت پدافند غیرعامل و کاهش ناترازی برق سهیم می شوند.
وی در گفت وگو با خبرنگار ما با اشاره به استقبال قابل توجه مددجویان از نصب پنل های خورشیدی گفت: این اقدامات گامی مهم در مسیر توسعه پایدار، توانمندسازی خانوارها و تقویت زیرساخت های انرژی و رفاهی استان به شمار می رود.
میری با اشاره به تابش مناسب نور خورشید و وجود زمین های مسطح، از نصب بیش از ۴ هزار پنل خورشیدی در دشت سیستان خبر داد و تصریح کرد: این پنل ها با کمک قرارگاه غدیر در مناطق روستایی شمال استان به شبکه سراسری برق متصل شده و در مجموع بالغ بر ۲۰ مگاوات برق تولید می کند که نقش مؤثری در کاهش ناترازی برق و تقویت پدافند غیرعامل دارد.
وی با بیان اینکه میانگین تولید روزانه هر پنل حدود ۳۰ کیلووات و مبلغ خرید تضمینی هر کیلووات در سال جاری ۴ هزار و ۵۸۴ تومان تعیین شده اظهار کرد: اجرای این طرح علاوه بر تأمین بخشی از نیاز انرژی، موجب ایجاد درآمد پایدار برای خانوارها شده، به طوریکه حداقل درآمد هر خانواده بین ۳ تا ۳.۵ میلیون تومان برآورد می شود.
پنجره فرصت هنوز باز است؛ آیا این بار تاریخ ساخته می شود؟
ورای همه فرصت های خرد و خانگی، میل نادر اکنون در آستانه یک جهش تاریخی قرار گرفته است. وعده واگذاری ۵۵۰ مگاوات ظرفیت جدید در قالب مناقصه در آینده ای نه چندان دور، می تواند ظرفیت این منطقه را هزار و ۱۰۰ درصد افزایش دهد. اما اتفاقات خوب زمانی محقق می شود که از تجربیات تلخ گذشته درس بگیریم.
بررسی آموزه های گران تاریخ راهکار هایی مثل تشکیل پنجره واحد مدیری و ایجاد کمیته ملی تسهیل واگذاری اراضی در استان برای پایان دادن به بروکراسی های فرسایشی، بومی سازی تخصص با راه اندازی رشته های تخصصی انرژی های تجدیدپذیر در دانشگاه های استان (به ویژه دانشگاه زابل) و بورسیه دانشجویان بومی برای تضمین بقای فنی نیروگاه ها، جذابیت مالی از طریق بازنگری در مدل خرید تضمینی برق با نرخ های تشویقی برای جبران ریسک سرمایه گذاری در مناطق مرزی و تقویت شبکه انتقال با اجرای پروژه ملی توسعه زیرساخت های برق استان برای جذب انرژی تولیدی (چرا که استان فعلاً تنها ۵۵ درصد نیاز خود را تولید می کند) را برای عبور از این بن بست و عدم تکرار شکست را به ما پیشنهاد می دهد.
مرثیه ی نداری یا حماسه پایداری
امروز ما در سیستان نیازمند یک تغییر پارادایم هستیم. باد در این منطقه نباید صرفا به عنوان یک «تهدید» طبیعی، بلکه باید به عنوان یک «سرمایه ملی» و موتور محرک توسعه پایدار معرفی شود. وقتی رسانه از مگاوات تولیدی میل نادر نمی گوید، در واقع به تداوم غفلت مسئولان کمک کرده است.
باید از میل نادری گفت که به عنوان «بهشت انرژی بادی کشور» همچنان در اسارت تصویرسازی های معیوب رسانه ای و رخوت های مدیریتی مانده است. باید این واقعیت را فریاد زد که بادهای ۱۲۰ روزه نه تازیانه عذاب، که سرمایه ای ملی هستند که می توانند ناترازی برق ایران را جبران و فقر را حداقل در شمال استان از ریشه در برکنند.
زمان آن رسیده که به جای تکرار مرثیه ی نداری، حماسه پایداری و تولید را روایت کنیم. بادهای ۱۲۰ روزه سیستان، سالهاست که میوزند. یک روز به صورت ریزگرد به خانه ها هجوم آوردند، فردا می توانند به شکل برق، چراغ ها را روشن کنند. انتخاب با ماست؛ تداوم لالایی در گوش کر، یا بیداری برای نوشتن حماسه ای دیگر.
- نویسنده : محمدرضا شهابی نیا















Saturday, 13 June , 2026